مرغک پر شکسته

اگر مانده بودی تورا تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم

اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تورا می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بویی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر می سرودم

/ 5 نظر / 13 بازدید
mohsen

سلام وبلاگتون عاليه خوشم اومد دوست داشتين يک سري هم به سايت من بزنيين و نظرتون را بدين خوشحال ميشم اگه دوست داشتين مطلب هم بدين با اسم خودتون و وبلاگتون درج ميکنم موفق باشين حتما سر بزنيد www.7starlet.com ستاره ها

نوشته هائي كه پيشكش كسي نميشود

ای کاش با عشق نمی آمدی تا با دلزدگی بروی ای کاش دوستانه می آمدی تا سلامی بگویی احوالی بپرسی درددلی بکنی چای نعناع بنوشی سیگاری با دود سبز بکشی بوسه ای گرم بر گونه ام بزنی و بروی... حال که اینچنین سرد می روی یادت باشد چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی وُ اشکهایم را ببینی. ************************** سلام خيلي تشكر از لطفت ....شرمنده فرمودين بازم منتظرتون هستم

ابراهیم

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن [گل]

م

تو حرف نداری بابا

م

بسیار سوزناک و تکان دهنده که البته همه اش حرف دل است آفرین و دستت درد نکند